السيد محمد حسين الطهراني
128
امام شناسى (فارسى)
نمود : كه عهد من به ستمكاران نخواهد رسيد . امامتى را كه خدا به ابراهيم داد ، در زمان پيرى آن حضرت بود ؛ چون طبق مدلول اين آيه بعد از عهده برآمدن از امتحانات بود ؛ و مهمّترين امتحانات او داستان ذبح فرزندش اسمعيل است ، و خداوند اسمعيل و اسحق را در سن پيرى به آن حضرت داد . « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعاءِ » « 1 » حمد و ستايش اختصاص به خدا دارد ، خدائى كه در سنين پيرى بهمن اسمعيل و اسحق را بخشيد ، و بهدرستى كه پروردگار من درخواست و دعاى بندگان را مىشنود . و چون هنگام اعطاء امامت به آن حضرت ، او تقاضاى امامت براى ذريّه كرد پس اين اعطاء و سؤال در حال وجود ذريّه كه در سنين پيرى بوده است واقع شده است ؛ و قبل از پديد آمدن ذريّه با وجود يأس و نوميدى ابراهيم ، اين سؤال و تقاضا از نقطه نظر ظاهر بىجاست . كسى كه از اولاد آوردن بهكلّى مأيوس است معنى ندارد بگويد : آيا به ذريّه من هم امامت را مىدهى ؟ او بايد از اين دعا رفع يَد كند ، يا لا اقلّ بگويد : إنْ رَزَقْتَنِى ذُرِّيّةً ، اگر بعد از اين ارادهات تعلّق گرفت و با وجود ياس من ، اولادى بهمن دادى آيا منصب امامت را در آنها قرار مىدهى يا نه ؟ دليل آنكه ابراهيم از اولاد آوردن مأيوس بود آيات قرآن كريم است . « وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ المكرمين إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقالُوا سَلاماً قالَ إِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ قالُوا لا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ ، قالَ أَ بَشَّرْتُمُونِي عَلى أَنْ مَسَّنِيَ الْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ ؟ قالُوا بَشَّرْناكَ بِالْحَقِّ فَلا تَكُنْ مِنَ الْقانِطِينَ » « 2 » اى پيغمبر آنها را از ميهمانان بزرگوار ابراهيم خبر بده ( فرشتگانى كه چون براى عذاب قوم لوط مىرفتند ، از خيمه ابراهيم گذر نموده ، و بهعنوان ميهمانى وارد خيمه شدند ) در وقتىكه بر ابراهيم وارد شده و بر او سلام كردند ( ابراهيم براى
--> ( 1 ) سوره ابراهيم : ( 14 ) - آيه 39 ( 2 ) سوره الحجر : ( 15 ) آيات 51 الى 55